تنهـــــــــــــايــي
تَـــ ــ ــ ــرس دارَد...
می شه من بَرگَــمو بــدم؟ می دونم وقتِ اِمتحان تـــموم نشده ... ولــی... من دیگه خسته شدم... در خیـابـان اَز کـنارِ دیـــوار رَد مے شـوم... اَز پنجره ےماشین به بیرون زُل مے زنم... زانــــوهـایـــم را در بَــغل مــــےگیــــرم... موسیقـے بـے کَلام گوش مــــےدهم... اَز ســــایهـ ےخــودم هـم مـے ترسم... +دستِ خـــــــــــودم کهـ نیــست ... تنهام...
تـُـــــــو راکِــنـار گُـــذاشــتَـم... خُـدا کُنــد اَز کِــنارَم نَــروے.... نمی تونم با کسی ازدواج کنمـ... می خوام تنها باشمـ... از دختــــر بدم میاد... +آره جــــــــون عمه ت. بعضی از جمله هــا دیگه خیلــی تکراری و ضایع شدن... یه ذره سلیقه به خرج بدهـ یهـ چیز دیگه بگو... و با هر بیــــدار شدن فــرو می ریــزم... هر جــــــا برم مهرِ تــــو بندِ جونمه فکــرت نمیــره اَز ســرم توو پوست و استخــــــــــــونمه یه دَم اگـــه نبینمت، یه دنیا دل تنگت می شــــــــــم نگاه دریایی تو آبیِ روی آتیشــم... +دلم گرفته... هوا بارونیــــه... دوست نــدارم تو خونه بمونم ،دوست دارم برم بیرون قدم بزنم... اما نمیشه... بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذرنگی بوی تند ماهیدودی وسط سفرهی نو بوی یاس جانماز ترمهی مادربزرگ با اینا زمستونو سر میکنم با اینا خستهگیمو در میکنم! شادی شکستن قلک پول وحشت کم شدن سکهی عیدی از شمردن زیاد بوی اسکناس تانخوردهی لای کتاب با اینا خستهگیمو در میکنم! فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا شوق یک خیز بلند از روی بتههای نور برق کفش جفشده تو گنجهها با اینا زمستونو سر میکنم، با اینا خستگیمو در میکنم! ترس ناتموم گذاشتن جریمههای عید مدرسه بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب با اینا زمستونو سر میکنم با اینا خستهگیمو در میکنم! بوی باغچه، بوی حوض، عطر خوب نذری شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی با اینا زمستونو سر میکنم با اینا خستگیمو در میکنم. +بدون اینا هم میگذره...
چشاتو باز کن یه لحظه مال من باش یه لحظه بیا توی حسو حال من باش...





با اینا زمستونو سر میکنم
عشق یک ستاره ساختن با دولک
| Design By : Night Skin |



